در جهت تجليل آن بود تا مخالفت با آن.
بيشك، عبري زباني بسيار كهن است و مجموعهٴ كتابهايي كه عهد عتيق را تشكيل ميدهد معرف يك تحول طولاني در زبان است. از قديمترين متنها در آن، از قبيل
سرود دبوره (كتاب داوران، باب 5) تا جديدترين آنها، مانند كتاب
جامعه، دست كم هشت قرن فاصله است. واژهٴ عبري در ابتدا يك نوع تمايز ملي
بود؛ يهوديان تا پيش از سدهٴ دوم پم آن را براي ناميدن زبانشان بهكار
نميبردند و بعدها هم بيشتر ترجيح ميدادند آن را لشُن هه ـ قُدِش (لسان
القدس) بنامند. واژهٴ Éβρïαοτì(= عبري) در ترجمهٴ هفتاد نفري و در انجيل يوحنا (19:20) آمده است.
عبري براي مسيحيان هم مانند يهوديان زباني آسماني بود، زبان اصلي (زبان مادر) و خط
قديمش (خط مربع) را خط اصلي اولاد آدم ميدانستند. از اينرو عجيب نيست كه
برخي كاتبان براي كتابت درست و آرايش حروف آسماني زحمات زيادي ميكشيدند،
همچنان كه مثلاً ابراهيم بن حييم (مقدمه 2، 1206) به تفصيل شرح داده است؛ يا
مطالب زيادي كه فضلا دربارهٴ خواص جادويي آنها نوشتهاند. توجه به معني رمزي
حروف، به صورت يكايك يا به حالت تركيب، يا به ارزش عددي آنها در آثار عرفاني
مورد بحث قرار گرفته، از قبيل سِفِر يظيره (مقدمه2، 1206)، بَهِر منسوب به اسحاق نابينا (دوازدهم ـ 2)، زُهَر منسوب به موسيليوني (سيزدهم ـ 2) و شرحهاي بيشمارشان. حماقتهاي گِماتريا (مقدمه 2، 1114، 1206، 1461، 1767، 1776) هرچند گاه يك بار در سراسر ادبيات عبري تكرار ميشد و هرچندگاه يك بار الفباي تازهاي را بهكار ميگرفتند. بيشك، تقريباً هر عالم مسيحي هم كه اندك آگاهي از آن بهدست آورده بود، در خرافات يهود در مورد خطشان سهيم بود. جاذبهٴ آن را در اذهان مسيحي از اينجا ميتوان دريافت كه دانشجويان دانشگاه هاروارد حتي در سال 1687 هنوز در اين بحث ميكردند كه آيا اِعراب عبري هم مانند حروف آن داراي منشأ آسماني است يا نه؛1 ظاهراً ماهيت آسماني حروف جاي بحث نداشت!
اِعراب (حركات) از اضافات بعدي بود. متن عهد عتيق كه توسط فضلاي قديم كتابت شده بود (صوفِريم) كاملاً مصمت بود. چون
ماسوريات2 (يعني تلاش رابيان براي تثبيت سنت لفظي
عهد عتيق) بهخاطر تعيين تلفظ درست كتاب مقدس بود، آنان مجبور شده بودند (گويا در سدهٴ
1. در سال 1687 گوردون سالتونستال (فرماندار بعدي كانكتيكات) از اين مسئله در هاروارد دفاع كرد كه ((علايم اِعراب عبري داراي منشأ آسماني است)) (ايسيس
25، 515، 1936).
2. در فاصلهٴ سدههاي ششم و دهم ميلادي طلاب ديني يهود به تهيهٴ متن ويژهاي از عهد عتيق ميپرداختند كه اصطلاحاً ((متن ماسوري)) (Masoretic text) خوانده ميشد. در اين متن، حواشي و توضيحاتي به منظور حفظ آن از تبديل و تحريف آورده شده بود. همچنين علايمي براي تلفظ واژگان منظور شده بود تا براي روزي كه اگر عبري زبان رايجي نباشد، چگونگي اداي كلمات روشن بماند. ــ و.